تبليغاتX
html> مثل بارون! بی بهونه، عاشقونه...

دل من یه روز به دریا زد و رفت...

 

از صبح همش تو فکرش بودم

 

همش یه حسی می گفت آلبومای خاک خورده ش و دربیارم و گوش کنم...

 

بی خبر بودم از روز شروع سفر کوتاهش به این دیار خاکی!

 

شرمندم به خدا.... خودت میدونی که ما زمینیا خیلی فراموشکار و بی معرفتیم!

 

دارم هوای حوا رو گوش می کنم

 

کاش هنوز بینمون بودی...

 

امیدوارم هر جا هستی حال و روز خوبی داشته باشی

 

فاتحه هایی که واست خوندم نمیدونم فایده داشت یا نه... اصلا تمرکز نداشتم ببخشید!

 

یه وقت اونجا احساس غربت نکنی ها... یه روز همه مون میایم پیشت

 

قول میدم!


 

نوشته شده توسط ماجده در 88/10/11 ساعت 0:16 موضوع | لینک ثابت


شب آرومه من آروم تو آرومی چه رویایی...

 

 

بازم شب یلدا... بلند ترین شب سال

 

و شبی که چند ساله به یکی از قشنگ ترین شبای زندگی من تبدیل شده

 

استرس پشت استرس... آوردن بهونه های مختلف واسه پیچوندن مهمونی و برگشتن به خونه و...

 

۱۲ شب و تلپیدن تو نت!

 

نمیخوام ادای آدمای رمانتیک و در بیارم فقط میتونم بگم خیــــــــــــــــــــــــــــــلی منتظر امشب بودم

 

مثل همیشه امشب یهو غیب شدم و با منظومه اشعار حافظ پیدام شد!

 

و مثل همیشه حافظ فاز داد اساسی!

 

بذا فالم و برات بنویسم

 

 

حاشا که من به موسم گل ترک می کنم / من لاف عقل می زنم این کار کی کنم

 

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم / در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم

 

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت / یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم

 

کی بود در زمانه وفا جام می بیار / تا من حکایت جم و کاووس کی کنم

 

از نامه ی سیاه نترسم که روز حشر / با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم

 

کو پیک صبح تا گله های شب فراق / با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم

 

این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست / روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم...

 

خوشت اومد؟

 

واسه توئم گرفتم!

 

عاشق شدی؟

 

ببین حافظ چه چیزایی گفته

 

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود / پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

 

یا رب اندر کنف سایه ی آن سرو بلند / گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود!

 

آخر ای خاتم جمشید همایون آثار / گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود

 

واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید / من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود

 

عقلم از خانه بدر رفت دگر می این است / دیدم از پیش که در خانه ی دینم چه شود

 

صرف شد عمر گرانمایه به معشوقه و می / تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود

 

خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت / حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود!!

 

 

مشکوکم مشکوکم به تو........... زود تند سریع بگو ببینم اوضاع از چه قراره هان؟!!!!

 

چشم منو دور دیدی؟ نگفتی آمپر غیرت میرتم میزنه بالا میرم خون و خونریزی راه میندازم؟!!

 

خب حالا بعدا در مورد ای موضوع صحبت می کنیم فعلا.... بریم سر اصل مطلب

 

تولدت و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی تبریک میگم. ببخشید که دیر دارم آپ میکنم

 

امیدوارم اگه اومدی تو وبم تا وقتی آپم تموم نشده منتظر بمونی که کادوتم بهت بدم.

 

یه متنی رو با دست خط خودم نوشتم زیرشم امضا کردم که اسکن کنم بذارم برات ولی از شانس من...

 

اسکنرم قاط زده هرچی باهاش ور رفتم درست نشد

 

حالا متنش و برات میذارم... بعدا با خط خودم مینویسم میدم بهت

 

بعد از ۳ سال سپید گفتم! امیدوارم خوشت بیاد

 

 

نگاه های عاشقت را نهان بدار

 

میخواهم دل مردگی هایم مرا فرا بگیرد

 

آغوش باز چشمهایت مغرورم می کنند!

 

بگذار دستانم سردی نبودنت را لمس کنند

 

بگذار پاهایم بلرزند در فراغ رد پاهایی که همیشه کنارم بوده اند

 

بگذار عاشقی کنم... حضورت نمیگذارد عاشق باشم

 

قدری نباش!

 

نباش تا رویای بودنت سرمستم کند...

 

تا بدانم ارزش لبخند چشمان مهربانت را...

 

میخواهم بی رحم باشم! با قلبم... با وجودم

 

بگذار دیوانه تر شوم با افکارت...

 

 

 

بهترین و قشنگ ترین آرزو ها رو برات دارم امیدوارم همیشه سالم و سلامت و موفق و سربلند

 

و مهربون و خوش خنده و شیطون و عخش من بمونی...

 

سلامتی و موفقیت و عاقبت بخیری همیشه کامل ترین دعای من برای کساییه که خیلی دوسشون

 

دارم...

 

بازم تولدت مبارک


 

نوشته شده توسط ماجده در 88/10/01 ساعت 0:7 موضوع | لینک ثابت


من هستم

 

اومدی نریا!

 

من هستم!


 

نوشته شده توسط ماجده در 88/09/30 ساعت 23:42 موضوع | لینک ثابت


ووییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 

 

 

وای دیگه نمیتونم خودم و کنترل کنم!!!

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ماجده در 88/09/21 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت


وقتی خطر از بیخ گوشت بگذره...

 

اوفففففففففففففففففففففففففففففففففففففف

 

یعنی شانس آوردم در حد بنز..!!

 

در حد تیم ملی اسپانیا..!!

 

در حد چی..!!

 

اگه یه سال دیر تر این اتفاق می افتاد فاتحه م خونده بود

 

اخیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش

 

چقد خوبه آدم شبا با خیال راحت بخوابه!


 

نوشته شده توسط ماجده در 88/09/20 ساعت 17:58 موضوع | لینک ثابت